پیچک

تاريخ : پنج‌شنبه 26 بهمن 1391 | 11:22 | نویسنده : historycal

http://gigpars.com/upload/xpto_farid09125903705.jpg

هنگامي كه لفظ تاريخ استعمال مي­شود، ممكن است منظور گوينده، دانش تاريخ باشد كه نام يك علم است و يا حوادث و وقايع انساني در گذشته باشد كه موضوع علم تاريخ است. متفكران زيادي متوجه اين اشتراك لفظي و لزوم تفكيك آن هنگام بحث از تعاريف و مفاهيم تاريخ بوده و آن را بيان داشته ­اند. مرحوم دكتر" شريعتي" در اين زمينه مي­نويسد:


http://www.aftabir.com/glossaries/book/images/241180.jpg

«تاريخ» به صورت اشتراك لفظي در دو معناي متفاوت كاربرد دارد.

هنگامي كه لفظ تاريخ استعمال مي­شود، ممكن است منظور گوينده، دانش تاريخ باشد كه نام يك علم است و يا حوادث و وقايع انساني در گذشته باشد كه موضوع علم تاريخ است. متفكران زيادي متوجه اين اشتراك لفظي و لزوم تفكيك آن هنگام بحث از تعاريف و مفاهيم تاريخ بوده و آن را بيان داشته­اند. مرحوم دكتر" شريعتي" در اين زمينه مي­نويسد:

«در موضوع «تاريخ» تناقضي در لفظ است، هم در لفظ تاريخ در ادبيات فارسي و عربي و هم در همين لفظ در معادل انگليسي، فرانسه و آلماني­اش. در هر دو فرهنگ، دو مفهوم مختلف تحت يك كلمه به كار مي­رود. مي­دانيم كه يك «علم» وجود دارد و يك «موضوع علم»؛ مثلاً زمين، آسمان، عناصر و روان، موضوع­هاي علم است و زمين­شناسي، هيأت، شيمي، جامعه­شناسي و روان­شناسي، «خود علم». كلمه­ي طب داريم كه نام علم است و موضوعش بدن انسان و بيماري­هاي بدن انسان است؛ بنابراين موضوع اين علم، لفظي به نام «بيماري­هاي بدن» دارد و خود علم لفظ ديگري به نام «طب»، اما در تاريخ، هر دو مفهوم، يعني «موضوع تاريخ» و «خود علم تاريخ» در يك لفظ مشترك «تاريخ» بيان مي­شود».

"مايكل استنفورد" هم اين دو مطلب را از هم تفكيك مي­كند و تذكر مي­دهد كه «موضوع تاريخ» از آگاهي داشتن به آن متفاوت است، اما دانش تاريخ را «خاطره­ تاريخي» مي­نامد و انواع آن را بيان مي­كند. وي در اين باره مي­نويسد:

«در آغاز بايد اين نكته روشن شود كه تاريخ يك چيز نيست، بلكه چندين چيز است. تاريخ هم عبارت است از چيزي كه اتفاق مي­افتد (موضوع تاريخ) و هم تصويري كه از آن در ذهن مي­سازيم (دانش تاريخ).

تاريخِ نخست همان چيزي است كه ما مي­خواهيم باور كنيم كه مجموعه­اي باشد از رويدادها يا موقعيت­هاي عيني، با وجودهاي قابل شناسايي و قابلِ تشخيص واقع شده در زمان و مكان معين.

تاريخِ دوم عبارت است از ذخيره، يادآوري، بازآفريني و باز فهم آن رويدادهاي و بالاخره تأثير آنها بر شيوه­ي برخورد ما با رويدادها و موقعيت­هاي كنوني. با مسامحه، همه­ي اين موارد را مي­توان قلمرو خاطره نامند.».

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/seratehagg/239_02.JPG

1- تقسيم ­بندي استاد مطهري از تاريخ

1- تاريخ نقلي: تاريخ نقلي، علم به وقايع و حوادث و اوضاع و احوال انسان­ها در گذشته است، در مقابل اوضاع و احوالي كه در زمان حال وجود دارد.

 تاريخ نقلي، اولاً، جزئي است؛ يعني علم به يك سلسله امور شخصي و فردي است، نه علم به كليات و يك سلسله قواعد، ضوابط و روابط؛ ثانياً، يك علم نقلي است، نه عقلي؛ ثالثاً، علم به بودن­هاست، نه علم به شدن­ها؛ و رابعاً، به گذشته تعلق دارد نه به زمان حاضر.

2- تعريف و ويژگي­هاي تاريخ علمي: تاريخ علمي، علم به قواعد و سنن حاكم بر زندگي­هاي گذشته است كه از مطالعه و بررسي و تحليل حوادث و وقايع گذشته به دست مي­آيد.

 تاريخ علمي مانند نقلي به گذشته تعلق دارد، نه به حال؛ و علم به بودن­هاست نه علم به شدن­ها؛ اما، كلي است نه جزئي، عقلي است، نه نقليِ محض.

3- تعريف و ويژگي­هاي فلسفه­ تاريخ: فلسفه­ي تاريخ، علم به تحوّلات و تطوّرات جامعه­ها از مرحله­اي به مرحله­ي ديگر و شناخت قوانين حاكم بر آن تطوّرات و تحوّلات است.

  فلسفه­ تاريخ مانند تاريخ علمي، كلي است نه جزئي؛ و عقلي است، نه نقلي؛ اما برخلاف تاريخ علمي، علم به «شدنِ» جامعه­هاست، نه علم به «بودن» آنها و نيز برخلاف تاريخ علمي، مقوّم تاريخي بودن فلسفه­ي تاريخ، اين نيست كه به زمان گذشته تعلق دارد، بلكه اين است كه علم به جرياني است كه از گذشته آغاز شده و ادامه دارد و تا آينده كشيده مي­شود. زمان «ظرف» اين گونه مسائل نيست، بلكه بعدي از ابعاد آنهاست.

http://anetplus.persiangig.com/pics/wotton.jpg

2- تقسيم­بندي شلينگ از تاريخ

  "شلينگ" معتقد است كه تاريخ را از سه ديدگاه مي­توان مورد مطالعه و بررسي قرار داد:

1.  ديدگاه منطبق با واقع،

2.  ديدگاه منطبق با ايده،

3.  تلفيقي از اين دو ديدگاه.

  ديدگاه اول به واقعيت­هاي عيني توجه دارد؛ ديدگاه دوم به فاعل شناخت، سوژه و ذهن توجه دارد؛ و ديدگاه برتر، از وحدت و تركيب اين دو ديدگاه است. پس ديدگاه رئال يا واقع بر حوادث و وقايع به عنوان متعلّق اعيان توجه دارد و ديدگاه ايده ­آل بر فاعل شناخت و بر ارزيابي «سوبژكتيو» و ذهني حوادث نظر دارد؛ امام هنگامي كه تاريخ­نگاري به كمال مي­رسد، اين دو ديدگاه با هم به كار گرفته مي­شوند. شلينگ تلفيق اين دو با هم را «هنر تاريخ» مي­­داند.

 منبع:

فصلنامه حوزه و دانشگاه، سال یازدهم  



ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید